دیکشنری فارسی

fescue

US'fes'kju:

معنی فارسی

چوب کوچکي که آموزگار چيزي را با آن

بکودکان نشان ميدهد

معنی کامل و مثال‌ها

/fes´kyoo´/n.

(نادر) چوب دستی معلم، ترکه‌ی آموزگار

(گیاه شناسی) فستوک جنس Festuca (علف‌های چمنی و چراگاهی نواحی معتدله)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن