دیکشنری فارسی

feud

UKfjuːdl USfju:d

معنی فارسی

کنيه خانوادگي ، تيول ،

زميني که بشرط انجام خدمت ازکسي بگيرند

مترادف‌ها

noun
1. Quarrel, broil, contention, clashing, dissension, jarring, rupture, bickering, falling out.
2. Blood feud, hereditary enmity, clan quarrel, family feud.
3. Fee, fief.

واژه‌های دیگر با معنی «کنيه خانوادگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن