دیکشنری فارسی

feud (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/fyōōd/n., vi.

● (دشمنی سخت و دراز مدت به ویژه میان دو خانواده یا طایفه) دشمنی دیرین، خصومت خانوادگی، عداوت ریشه دار

the two families' feud had lasted one hundred years

دشمنی آن دو خانواده صد سال طول کشیده بود.

● دشمنی کردن (به طور شدید و دراز مدت)، خصومت ورزیدن

those two tribes are always feuding over water

آن دو قبیله همیشه سر آب با هم خصومت می‌ورزند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن