دیکشنری فارسی

fiancée

معنی کامل و مثال‌ها

/fē´än sā´/

● (زن) نامزد

Hassan's fiancée is called Pervin

نامزد حسن پروین نام دارد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن