دیکشنری فارسی

fiberboard

US'faıbə'bɔ:d

معنی فارسی

فيبر ورقه فيبر.

معنی کامل و مثال‌ها

/-bôrd´/n.

● تخته‌ی فیبر، فیبر (چوبی که از خمیر چوب درست شده است)

تعریف انگلیسی

noun
  1. wallboard composed of wood chips or shavings bonded together with resin and compressed into rigid sheets

واژه‌های دیگر با معنی «فيبر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن