fibering معنی فارسی فيبري واژههای دیگر با معنی «فيبري» helmet liner کلاه فيبري، کلاه کاسک، آستر کلاه آهني يا کلاه خود fiber cleat مقره فيبري fiber conduit لوله حفاظ فيبري fiber cored cable کابل با مغز فيبري