دیکشنری فارسی

fibrin

US'faıbrən

معنی فارسی

ماده ليفي

معنی کامل و مثال‌ها

/fī´brin/n.

(زیست شناسی) فیبرین، تار لخته (پروتئین غیرقابل حل خون که لخته‌ی خون از آن است)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن