fibrinogen
معنی فارسی
تار لخته زا فيبرينوژن
معنی کامل و مثالها
/fī brin´ǝ jǝn/n.
● (زیست شناسی) تار لخته زا، فیبرینوژن
تار لخته زا فيبرينوژن
/fī brin´ǝ jǝn/n.
● (زیست شناسی) تار لخته زا، فیبرینوژن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن