fibroma
معنی فارسی
اماس ليفي ورم ليف
معنی کامل و مثالها
/fī brō´mǝ/n., pl.
● (پزشکی - غدهی خوش خیم که از بافتهای تاری ساخته شده باشد) فیبروما، تار آمو
تعریف انگلیسی
noun
- nonmalignant tumor of connective tissue