fibroplasia
معنی فارسی
دگرساني تاري تارآيي
معنی کامل و مثالها
/-plā´zhǝ/n.
● (پزشکی - پیدایش بافت های تاری مثلا روی زخم التیام یافته) دگرسانی تاری (یا لیفی)، تارآیی، رشته سازی
دگرساني تاري تارآيي
/-plā´zhǝ/n.
● (پزشکی - پیدایش بافت های تاری مثلا روی زخم التیام یافته) دگرسانی تاری (یا لیفی)، تارآیی، رشته سازی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن