fiddle-bow معنی فارسی کمان واژههای دیگر با معنی «کمان» fiddlestick کمان، چيز بيمعني، مزخرف arch کمان، طاق bowyer کمان ساز، کمانگر، کمان فروش swede saw کمان اره، اره کمان bare bow کمان لخت bow weight وزن کمان long bow کمان دستي straight bow کمان راست arch of Corti کمان کورتي bow and arrow تير و کمان