field day
معنی فارسی
روزسان ، روزمشق ، روزپي گردي دربيرون شهر
معنی کامل و مثالها
● (ارتش) روز نظافت (پاکداشت) عمومی، روز تمرین ها و نمایشات نظامی
● روز مسابقات ورزشی، هماورد روز، روز پادکوشی
● (امریکا) روز گردش علمی (دانش آموزان یا دانشجویان)
● روز فعالیت خوشایند، روز بز کشی
the press had a field day with the senator's confession
هنگام اعترافات آن سناتور خبرنگاران با دمشان گردو میشکستند.
تعریف انگلیسی
noun
- (military) a day for military exercises and display
- a day for outdoor athletic competition
- a time of unusual pleasure and success
- a day devoted to an outdoor social gathering