field of view معنی فارسی ميدان ديد منظره واژههای دیگر با معنی «ميدان ديد» visibility range ميدان ديد، شعاع عمل ديدباني يا ديد field of regard ميدان ديد visual field ميدان ديد perimetry سنجش ميدان ديد. inserted grouping ميدان ديد مخلوط رادار، منطقه کاوش مختلط altitude slot منطقه کور در ميدان ديد رادار جانبي redout قرمز شدن يا سرخ شدن ميدان ديد يا جلوي، چشم انسان field of vision ميدان بينايي، ميدان ديد angle of view زاويه رويت دوربين عکاسي، ميدان ديد دوربين ano-opsia لوچي بطرف بالا، انحراف يک چشم بسوي بالا بطوريکه، ميدان ديد آن با چشم ديگر بر هم منطبق نباشد