دیکشنری فارسی

field winding

UKfiːldwindiŋ

معنی فارسی

سيم پيچ آهنربايي

معنی کامل و مثال‌ها

● (مکانیک) قرقره‌ی آهنربایی مولد، قرقره‌ی سیم پیچ شده‌ی القاگر

تعریف انگلیسی

noun
  1. the electric coil around a field magnet that produces the magneto motive force to set up the flux in an electric machine

واژه‌های دیگر با معنی «سيم پيچ آهنربايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن