دیکشنری فارسی

fielder

UKfiːldər US'fi:ldə

معنی فارسی

بازيکن ميدان فوتبال وغيره ، صحرا نورد.

معنی کامل و مثال‌ها

/fēl´dǝr/n.

(بیسبال و کریکت) بازیکن انتهای زمین (که کارش گرفتن گوی‌های هوایی است)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a member of the baseball team that is in the field instead of at bat
  2. a member of the cricket team that is fielding rather than batting

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن