دیکشنری فارسی

fiendish

UKfiendiʃ US'fi:ndıʃ

معنی فارسی

ديومانند ديوخوي شيطان صفت بسيارشرير خبيثانه

معنی کامل و مثال‌ها

/fēn´dish/adj.

شیطانی، اهریمنی، خبیث

the fiendish plot of murdering the father for his money

نقشه‌ی شیطانی کشتن پدر به خاطر ثروتش

بسیار مشکل، بسیار آزار دهنده، بسیار صعب، بسیار شاق، بسیار بد

the weather was fiendishly bad

هوا به طور وحشتناکی بد بود.

a fiendish punishment

مجازات بسیار شدید

مترادف‌ها

adjective
Diabolical, devilish, demoniac, hellish, infernal, malignant, malign, malicious, malevolent, implacable, atrocious, cruel, delighting in cruelty.

واژه‌های دیگر با معنی «ديومانند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن