دیکشنری فارسی

fifteenth

UKfiftiːnθ USfıf'ti:nθ

معنی فارسی

پانزدهم پانزدهمين يک پانزدهم

معنی کامل و مثال‌ها

/fif´teenth´/adj., n., adv.

● پانزدهمین، پانزدهمی

the fifteenth day of the month

پانزدهمین روز ماه

● یک پانزدهم

● پانزدهم

the fifteenth person

نفر پانزدهم

تعریف انگلیسی

adjective
  1. position 15 in a countable series of things
  2. coming next after the fourteenth and just before the sixteenth in position

واژه‌های دیگر با معنی «پانزدهم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن