دیکشنری فارسی

fifth column

معنی فارسی

ستون پنجم دستگاه جاسوسي.

معنی کامل و مثال‌ها

● (در اصل - در 1936) غیر نظامیان شهر مادرید که از ژنرال فرانکو هواداری می‌کردند

● شخص یا دسته‌ای که از درون به دشمن خارجی کمک می کنند، ستون پنجم

تعریف انگلیسی

noun
  1. a subversive group that supports the enemy and engages in espionage or sabotage; an enemy in your midst

واژه‌های دیگر با معنی «ستون پنجم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن