fig (2)
معنی کامل و مثالها
/fig/n., vt.
● (عامیانه) ظاهر، سر و وضع، (با out یا up) شال و قبا کردن
* in full fig
(عامیانه) سر تا پا غرق در جامهی فاخر و تزئینات، شال و قبا کرده
/fig/n., vt.
● (عامیانه) ظاهر، سر و وضع، (با out یا up) شال و قبا کردن
* in full fig
(عامیانه) سر تا پا غرق در جامهی فاخر و تزئینات، شال و قبا کرده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن