figuline معنی فارسی سفالي ، سفالين ، درخورکوزه گري ياسفال پزي ، خاک کوزه گري واژههای دیگر با معنی «سفالي» fictile سفالي، گلي ganister brick آجر سفالي earth ware لوله سفالي ceramic capacitor خازن سفالي. belleek ظروف سفالي بليک graniteware ظروف اهني لعاب دار اشپزخانه .، نوعي ظروف سفالي محکم و ظريف terrine ظرف سفال که در آن غذا پخته و خورده ميشود، غذاي پخته شده در اين نوع ظرف سفالي earthen خاکي، گلي، سفالي clay pipe گنگ، تنبوشه، لوله سفالي potteries کوزه گري، کوزه گر خانه، سفالينه