figurine
UKfigəriːn
معنی فارسی
پيکرکوچک مجسمه سفالين رنگي
معنی کامل و مثالها
/fig´yōō rēn´, -yǝ-/n.
● تندیسه، مجسمهی کوچک، تندیس چه، صنمک
تعریف انگلیسی
noun
- a small carved or molded figure