دیکشنری فارسی

figurine

UKfigəriːn

معنی فارسی

پيکرکوچک مجسمه سفالين رنگي

معنی کامل و مثال‌ها

/fig´yōō rēn´, -yǝ-/n.

● تندیسه، مجسمه‌ی کوچک، تندیس چه، صنمک

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small carved or molded figure

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن