دیکشنری فارسی

filar

معنی فارسی

وابسته به نخ، نخي، ريسماني

داراي موي نخ و ليفچه ، موي نخدار

معنی کامل و مثال‌ها

/fī´lǝr/adj.

وابسته به نخ، نخی، ریسمانی

دارای موی نخ و لیفچه، موی نخدار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن