filar
معنی فارسی
وابسته به نخ، نخي، ريسماني
داراي موي نخ و ليفچه ، موي نخدار
معنی کامل و مثالها
/fī´lǝr/adj.
● وابسته به نخ، نخی، ریسمانی
● دارای موی نخ و لیفچه، موی نخدار
وابسته به نخ، نخي، ريسماني
داراي موي نخ و ليفچه ، موي نخدار
/fī´lǝr/adj.
● وابسته به نخ، نخی، ریسمانی
● دارای موی نخ و لیفچه، موی نخدار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن