دیکشنری فارسی

filature

معنی فارسی

نخ کشي ، ابريشم پيچي ، کلاف کني ،

کارخانه کلاف کني يانخ کشي)

معنی کامل و مثال‌ها

/fil´ǝ chǝr/n.

نخ‌ریسی، تارریسی، ریسمان‌ریسی، ریسش، ریسیدن

(ساختن ریسمان از پیله‌ی ابریشم) ابریشم کشی، ابریشم ریسی

ماسوره‌ی ابریشم ریسی

کارگاه ابریشم ریسی

واژه‌های دیگر با معنی «نخ کشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن