file (2)
معنی کامل و مثالها
/fīl/n., vt.
● سوهان، آهن سای، محرق، مصقل
a nail file
سوهان ناخن
a steel file for smoothing metals
سوهان فولادی برای صاف کردن فلزات
● (انگلیس - خودمانی) آدم بد جنس و زرنگ
● سوهان زدن، با سوهان صاف کردن یا بریدن، ساییدن، رندیدن
thieves had filed through the bars
دزدان نردهها را با سوهان بریده بودند.
she was filing her nails
او ناخنهای خود را سوهان میزد.