دیکشنری فارسی

file (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/fīl/n., vt.

● سوهان، آهن سای، محرق، مصقل

a nail file

سوهان ناخن

a steel file for smoothing metals

سوهان فولادی برای صاف کردن فلزات

● (انگلیس - خودمانی) آدم بد جنس و زرنگ

● سوهان زدن، با سوهان صاف کردن یا بریدن، ساییدن، رندیدن

thieves had filed through the bars

دزدان نرده‌ها را با سوهان بریده بودند.

she was filing her nails

او ناخن‌های خود را سوهان می‌زد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن