filibuster
US'fılə'bʌstə
معنی فارسی
نظامي غارتگر ،
کسيکه بدون اجازه در تهاجم بدولت ديگري شرکت
ميکند
معنی کامل و مثالها
/fil´i bus´tǝr/n., vi., vt.
● (به ویژه در سدهی نوزدهم) ماجراجویی که در خارج از کشور خودش دست به جنگ و خرابکاری میزند، کسی که در کشوری دیگر (که با کشور خودش در جنگ نیست) دست به لشکر کشی میزند
● (امریکا - ایراد نطقهای بسیار طولانی در مجلس شورا به منظور جلوگیری از مطرح شدن یا تصویب لایحه و غیره) ابستروکسیون، پر حرفی عمدی
● کسی که این کار را میکند
تعریف انگلیسی
verb
- a legislator who gives long speeches in an effort to delay or obstruct legislation that he (or she) opposes
- (law) a tactic for delaying or obstructing legislation by making long speeches
- obstruct deliberately by delaying “Somebody ----s”
مترادفها
noun
1. Pirate, freebooter, buccaneer, sea robber, sea rover.
2. [Recent.] Lawless adventurer.