دیکشنری فارسی

filibuster

US'fılə'bʌstə

معنی فارسی

نظامي غارتگر ،

کسيکه بدون اجازه در تهاجم بدولت ديگري شرکت

ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/fil´i bus´tǝr/n., vi., vt.

● (به ویژه در سده‌ی نوزدهم) ماجراجویی که در خارج از کشور خودش دست به جنگ و خرابکاری میزند، کسی که در کشوری دیگر (که با کشور خودش در جنگ نیست) دست به لشکر کشی می‌زند

● (امریکا - ایراد نطق‌های بسیار طولانی در مجلس شورا به منظور جلوگیری از مطرح شدن یا تصویب لایحه و غیره) ابستروکسیون، پر حرفی عمدی

● کسی که این کار را می‌کند

تعریف انگلیسی

verb
  1. a legislator who gives long speeches in an effort to delay or obstruct legislation that he (or she) opposes
  2. (law) a tactic for delaying or obstructing legislation by making long speeches
  3. obstruct deliberately by delaying “Somebody ----s”

مترادف‌ها

noun
1. Pirate, freebooter, buccaneer, sea robber, sea rover.
2. [Recent.] Lawless adventurer.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن