fillet
معنی فارسی
سربند پيشاني بند بند قيطان جدول نوار پشت بند خط
معنی کامل و مثالها
/fil´it, fil´ā´/n., vt.
● نواری که بالای پیشانی و دور سر میپیچند، سربند، پیشانی بند
● نوار، قیطان، باریکه
● (گچ کاری - معماری) گچ بری باریک (به ویژه بین فرو رفتگیها یا شیارهای ستون)، نوارهی مسطح گچ بری شده
● تذهیب نواری (روی جلد کتاب)
● (آشپزی) گوشت بیاستخوان، فیله، گوشت راسته
a fish fillet
فیلهی ماهی
● با نواره آراستن
● (گوشت را) فیله کردن، استخوان گوشت را در آوردن، گوشت راسته درست کردن
تعریف انگلیسی
- a boneless steak cut from the tenderloin of beef
- a longitudinal slice or boned side of a fish
- a bundle of sensory nerve fibers going to the thalamus
- a narrow headband or strip of ribbon worn as a headband
- fastener consisting of a narrow strip of welded metal used to join steel members
- decorate with a lace of geometric designs “Somebody ----s something”
- cut into filets “filet the fish” “Somebody ----s something”
مترادفها
noun
Band, bandage.