دیکشنری فارسی

fillet

UKfilit USfə'leı

معنی فارسی

سربند پيشاني بند بند قيطان جدول نوار پشت بند خط

معنی کامل و مثال‌ها

/fil´it, fil´ā´/n., vt.

● نواری که بالای پیشانی و دور سر می‌پیچند، سربند، پیشانی بند

● نوار، قیطان، باریکه

● (گچ کاری - معماری) گچ بری باریک (به ویژه بین فرو رفتگی‌ها یا شیارهای ستون)، نواره‌ی مسطح گچ بری شده

● تذهیب نواری (روی جلد کتاب)

● (آشپزی) گوشت بی‌استخوان، فیله، گوشت راسته

a fish fillet

فیله‌ی ماهی

● با نواره آراستن

● (گوشت را) فیله کردن، استخوان گوشت را در آوردن، گوشت راسته درست کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a boneless steak cut from the tenderloin of beef
  2. a longitudinal slice or boned side of a fish
  3. a bundle of sensory nerve fibers going to the thalamus
  4. a narrow headband or strip of ribbon worn as a headband
  5. fastener consisting of a narrow strip of welded metal used to join steel members
  6. decorate with a lace of geometric designs “Somebody ----s something”
  7. cut into filets “filet the fish” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

noun
Band, bandage.

واژه‌های دیگر با معنی «سربند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن