fillister
معنی فارسی
رنده اي که با ان کنش کاودرست کنند ، کنش کاو
معنی کامل و مثالها
/fil´is tǝr/n.
● (رندهای که با آن چوب را شیار دار میکنند) رندهی کنج کاو، رندهی زاویه
رنده اي که با ان کنش کاودرست کنند ، کنش کاو
/fil´is tǝr/n.
● (رندهای که با آن چوب را شیار دار میکنند) رندهی کنج کاو، رندهی زاویه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن