دیکشنری فارسی

filmic

معنی فارسی

وابسته به فيلم و هنر فيلم برداري، سينمايي،

فيلمي

وابسته به ويژگيهاي فيلمي

مهيج و بيانگر

معنی کامل و مثال‌ها

/film´ik/adj.

● وابسته به فیلم و هنر فیلم برداری، سینمایی، فیلمی

● وابسته به ویژگی‌های فیلمی (نور و رنگ و وضوح و زاویه‌ی فیلم برداری و غیره در مقایسه با داستان و دیالوگ و بازیگری و غیره)

● (از نظر بصری) مهیج و بیانگر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن