filmy
UKfilmiː
معنی فارسی
پرده اي پرده دار پوسته دار تارمانند غباردار
معنی کامل و مثالها
/film´ē/adj.
● غشا مانند، مانند پردهای بسیارنازک (مثلا روی آب)، لایه مانند، نازک لای مانند، پوسته مانند، غبارسان
● مبهم، نا واضح، غبار گرفته، تار