دیکشنری فارسی

fils (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/fēls, fils/n., pl.

● (از ریشه‌ی یونانی) فلس (واحد پول کشورهای بحرین و عراق و اردن و کویت و یمن و امیر نشین‌های خلیج فارس)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن