fin (1)
معنی کامل و مثالها
/fin/n., vi., vt.
● باله
the fins of a fish
بالههای ماهی
● هر چیز باله مانند: تیغه، پره، برآمدگی باله مانند، دم هواپیما (بخش عمودی آن)، برآمدگی یا تیغهی ته قایق یا زیر دریایی
● (خودمانی) دست
● باله های ماهی را بریدن
● باله ها(ی خود) را به شدت تکان دادن