financial policy معنی فارسی سياست مالي واژههای دیگر با معنی «سياست مالي» fiscal policy سياست مالي، سياست مالياتي active fiscal policy سياست مالي فعال، منظور دخالت فعالانه، دولت در ارتباط با تغيير مالياتها و austere fiscal policy سياست مالي مضيق pure fiscal policy سياست مالي خالص functional finance سياست مالي اصولي، سياست مالي دولت براي تثبيت وضع اقتصادي contractionary fiscal policy سياست مالي انقباضي discretionary fiscal policy سياست مالي اختياري expansionary fiscal policy سياست مالي انبساطي restrictive fiscal policy سياست مالي انقباضي passive fiscal policy سياست مالي غير فعال، (منظور تثبيت کننده هاي خودکار ميباشند)