دیکشنری فارسی

fine art

معنی کامل و مثال‌ها

● (معمولا جمع - این هنرها: رسم و نقاشی، تندیس گری و سفال سازی و گاهی معماری و ادبیات و موسیقی و تئاتر و رقص) هنر های زیبا، صنایع مستظرفه

a history of the fine arts in Iran

تاریخ هنرهای زیبا در ایران

● آثار هنری (نقاشی و تندیس و غیره)

an exhibition of fine art

نمایشگاه آثار هنری

● هر مهارت هنری وظریف

making friends is hard, keeping them is a fine art

دوست شدن سخت است، دوست نگه داشتن هنری ظریف است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the products of human creativity; works of art collectively “an art exhibition” “a fine collection of art”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن