finger food
معنی کامل و مثالها
● (خوراکی که باید با انگشت خورد مانند مزهی برخی مشروب ها یا مرغ سرخ کرده) خوراک انگشتی، با دست خوردنی، گزک
تعریف انگلیسی
noun
- food to be eaten with the fingers