finger print معنی فارسی جاي انگشت اثر انگشت واژههای دیگر با معنی «جاي انگشت» finger-mark جاي انگشت، اثرانگشت، جاي انگشت گذاشتن در finger-print جاي انگشت، اثرانگشت mitten دستکشي که جاي چهار انگشت را باهم و جاي سشت را، جداگانه دارد