دیکشنری فارسی

fingering

UKfiŋgəriŋ US'fıŋgərıŋ

معنی فارسی

ناخنک (زني) کش روي دزدي انگشت کاري رهنماي انگشت

معنی کامل و مثال‌ها

/fiŋ´gǝr iŋ/n.

لمس با انگشتان، انگشت زنی، انگولک، انگشت کاری، دستمالی

(موسیقی) نواختن ساز زهی با انگشت، نحوه‌ی نواختن با انگشت، متن موسیقی حاوی دستور و راهنمایی نواختن با انگشت

تعریف انگلیسی

noun
  1. the placement of the fingers for playing different notes (or sequences of notes) on a musical instrument
  2. touching something with the fingers

واژه‌های دیگر با معنی «ناخنک (زني)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن