دیکشنری فارسی

fingerling

معنی فارسی

ماهي ازادکوچک

معنی کامل و مثال‌ها

/fiŋ´gǝr liŋ/n.

● ( هر چیز بسیار کوچک یا کم اهمیت) فسقلی، ریز میزه

● ماهی کوچک (به اندازه‌ی انگشت)، ماهی یک ساله

تعریف انگلیسی

noun
  1. a young or small fish

واژه‌های دیگر با معنی «ماهي ازادکوچک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن