دیکشنری فارسی

finicky

UKfinikiː US'fınəkı

معنی فارسی

ايرادي دير پسند فيومه گير سخت راضي بد قلق بهانه گير

معنی کامل و مثال‌ها

/fin´ikē/adj.

● ایرادی، دیر پسند، فیومه گیر، سخت راضی، بد قلق، بهانه گیر

he is very finicky about his food

او درباره‌ی خوراکش خیلی بهانه گیری می‌کند.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. exacting especially about details “a finicky eater” “fussy about clothes” “very particular about how her food was prepared”

واژه‌های دیگر با معنی «ايرادي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن