دیکشنری فارسی

finitude

UKfainitjuːd

معنی فارسی

محدوديت

معنی کامل و مثال‌ها

/fīn´i tōōd´, -tyōōd; fī´ni-/n.

● محدود بودن، محدودیت، پایان داری، پایان پذیری، فانی بودن، فنا، با کرانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of being finite

واژه‌های دیگر با معنی «محدوديت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن