finitude
UKfainitjuːd
معنی فارسی
محدوديت
معنی کامل و مثالها
/fīn´i tōōd´, -tyōōd; fī´ni-/n.
● محدود بودن، محدودیت، پایان داری، پایان پذیری، فانی بودن، فنا، با کرانی
تعریف انگلیسی
noun
- the quality of being finite