fire barrage معنی فارسی سد آتش ، آتش سد کننده ، سد کردن با آتش واژههای دیگر با معنی «سد آتش» barrage of fire سد آتش barrage fire آتش سد، آتش سد کننده rolling barrage سد غلطان آتش، سد آتش غلطان توپخانه creeping barrage سد آتش مرحله به مرحله، سد آتش خيز به خيز barrage rocket موشک مخصوص تهيه سد آتش searching fire سد غلطان (توپخانه)، سد آتش غلطان، آتش درو در عمق