دیکشنری فارسی

fire station

UKfaiərsteiʃən

معنی فارسی

اداره اتش نشاني

معنی کامل و مثال‌ها

● ایستگاه آتش نشانی (محل ماشین‌ها و ماموران آتش نشانی)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a station housing fire apparatus and firemen

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن