دیکشنری فارسی

fireman

UKfaiəmən US'faıəmən

معنی فارسی

اتش نشان سوخت انداز سوخت گير

معنی کامل و مثال‌ها

/fīr´mǝn/n., pl.

● رجوع شود به: firefighter

● تون تاب، تون چی، سوخت گیر، کوره تاب، آتش کار، آتش تاب (کسی که مرتب به تنور یا کوره و غیره سوخت می‌خوراند)

● (در کشتی) ناوی موتورخانه، متصدی آتش‌خانه

● (خودمانی - بیس‌بال) بازیکن ذخیره

تعریف انگلیسی

noun
  1. play in which children pretend to put out a fire
  2. a laborer who tends fires (as on a coal-fired train or steamship)
  3. a pitcher who does not start the game
  4. a member of a fire department who tries to extinguish fires

واژه‌های دیگر با معنی «اتش نشان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن