دیکشنری فارسی

fireproof

UKfaiəripruːf US'faıəp'ru:f

معنی فارسی

نسوز ناسوز

معنی کامل و مثال‌ها

/-prōōf´/adj., vt.

● نسوز، ضد حریق، پاد آتش

● (در مقابل آتش مقاوم کردن) نسوز کردن، پادآتش کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. make resistant to fire “Somebody ----s something” “Something ----s somethingII”
  2. impervious to damage by fire

مترادف‌ها

adjective
Incombustible.

واژه‌های دیگر با معنی «نسوز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن