دیکشنری فارسی

firestorm

US'faıəs'tɔ:m

معنی فارسی

توفان آتش، توفان آتشزا

هر چيز شديد و پر حرارت

معنی کامل و مثال‌ها

/fīr´stôrm´/n.

توفان آتش، توفان آتش‌زا (که پس از انفجار اتمی به وجود می‌آید)

هر چیز شدید و پر حرارت

a firestorm of protest and criticism

توفانی آتشین از اعتراض و انتقاد

تعریف انگلیسی

noun
  1. a storm in which violent winds are drawn into the column of hot air rising over a severely bombed area
  2. an outburst of controversy “the incident triggered a political firestorm”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن