fireworks
UKfaiəwəːks
US'faıə'wə:ks
معنی فارسی
اتش بازي
معنی کامل و مثالها
/fīr´wu_rks´/n.pl.
● آتش بازی
there were fireworks on his birthday
روز تولدش آتش بازی بود.
● جنگ و مرافعهی پر سر و صدا، جار و جنجال