دیکشنری فارسی

firing

UKfaiəriŋ US'faıərıŋ

معنی فارسی

اتش زني ، داغ (کردن) ،

پختن ياگرم کردن درکوره ، شليک ، توپ اندازي

معنی کامل و مثال‌ها

/fīr´iŋ/n.

پختن در کوره (آجر و سفال و غیره)، پخت

آتش خوراندن به کوره و تنور و غیره، آتش تابی

سوخت (برای ایجاد آتش)، هیزم، هیمه

سوخته شدن گیاه (در اثر خورشید سوزان یا کم آبی و غیره)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of firing weapons or artillery at an enemy “hold your fire until you can see the whites of their eyes” “they retreated in the face of withering enemy fire”
  2. the act of discharging a gun
  3. the act of setting something on fire
  4. the termination of someone's employment (leaving them free to depart)

مترادف‌ها

noun
1. Kindling, setting on fire.
2. Discharge (of guns), firing off.
3. Fuel, something to burn.
4. Cautery.

واژه‌های دیگر با معنی «اتش زني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن