firing data معنی فارسی عناصر تير (توپخانه) عناصر مربوط به تيراندازي واژههای دیگر با معنی «عناصر تير (توپخانه)» record firing عناصر تير را ثبت کنيد (توپخانه) gft setting عناصر خط کش تير، عناصر مجهز کردن خط کش تير (توپخانه) check firing فرمان آتش بس موقت براي بازرسي، مانع آتش، عناصر تير را بررسي کنيد (توپخانه) chart data عناصر تير نقشه اي، عناصر نقشه اي (توپخانه)