دیکشنری فارسی

firing line

UKfaiəriŋlain

معنی فارسی

خط آتش ، خط تيراندازي

مدار آتش (جنگ افزار)

معنی کامل و مثال‌ها

خط آتش (که از آنجا به سوی دشمن شلیک می‌شود)

سربازانی که در راستای آتش مستقر هستند

(مجازی) خط مقدم (در هر کاری)، پیش راسته

تعریف انگلیسی

noun
  1. the line from which soldiers deliver fire
  2. the most advanced and responsible group in an activity “the firing line is where the action is”

واژه‌های دیگر با معنی «خط آتش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن