firing position معنی فارسی موضع تير موضع آتش وضعيت تيراندازي حالت تيراندازي واژههای دیگر با معنی «موضع تير» battery groung pattern طرح گسترش توپهاي آتشبار، وضع قرار گرفتن توپها در موضع تير hip shoot تيراندازي غير مترقبه با اشغال موضع، ناگهاني، تير سريع olympic trench shooting مسابقه تيراندازي المپيک با 5 تير از 5، موضع مختلف