دیکشنری فارسی

first lady

معنی کامل و مثال‌ها

● (با F و L بزرگ هم می نویسند)

● (امریکا) زن رئیس جمهور، زن فرماندار ایالت

● زنی که در رشته‌ی خود ممتاز باشد، پیش کسوت (زن)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the leading woman in an art or profession
  2. the wife of a chief executive

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن